نکاتی برای افزایش روحیه مشارکت جویی و همکاری در خانواده

 

خانواده به عنوان اولین و بهترین کانون رشد و تربیت فرزندان، اهمیت فوق العاده ای در شکل گیری و تکامل رفتارهای صحیح در آنها دارد.

توجه به نکات زیر می تواند در افزایش روحیه همکاری فرزندان مؤثر باشد:

سپردن کارهای کوچک و ساده به فرزندان

این امر سبب می شود فرزندان بر حسب توانمندی خود با افراد خانواده همکاری کنند و از این امر رضایت داشته باشند. داشتن رضایت خاطر از انجام کارهای ساده باعث شکل گیری اعتماد به نفس در آنها شده و آنها را در قبال پذیرش مسئولیت ها و وظایف بیشتر آماده تر می کند. به عنوان مثال سپردن کارهای عادی و روزمره به کودک چهار ساله ای که توانایی انجام آنها را بدون دست پاچگی و یا سرخوردگی دارد. با بالا رفتن سن کودکان والدین می توانند کارها و وظایف بیشتری را به آنها واگذار کنند. در ابتدا، تکالیف، یا آماده کردن لوازم مدرسه و با افزایش سن فعالیت هایی از قبیل تهیه مواد غذایی مورد نیاز خانه، کمک در نظافت خانه، شست و شوی ماشین و ... را به عهده آنها بگذارند.

توجه کردن بر تلاش فرزندان به جای تکیه بر نتایج آن

تلاش کودک برای انجام دادن یک مسئولیت برتر از نتیجه آن است. درک این موضوع کمک می کند تا فرزندان در مورد کارهای عادی و روزمره و حتی تکالیف خود مسئولیت پذیر شوند.

در صورت همکاری نکردن فرزندان، وظایف جدیدی را تعیین کنید

ممکن است کودکان از عهده دار شدن مسئولیت ها اجتناب کنند. با بررسی کارهای روزمره آنها و تعیین مسئولیتی جدید برایشان می توان به آنها در مسیر مشارکت در انجام وظایف و همکاری کمک کرد.

تلاش فرزندانتان را تشویق کنید

والدین بعد از اطمینان از مناسب بودن وظیفه تعیین شده با سن فرزندان می توانند در ابتدا، در صورت لزوم نکاتی را به آنها یادآوری کنند. اما پس از موفقیت آنها در انجام کار، تشویق پاداش خوبی برای فرزندان است تا آنها بدانند والدین به مسئولیت پذیریشان افتخار می کنند.

البته نیازی نیست که تشویق به صورت مادی باشد بلکه تشویق می تواند به صورت های مختلف از قبیل رفتن به پارک، هدیه دادن کتاب و کارهای مورد علاقه آنها باشد. از طرفی هم عواقب همکاری نکردن و انجام ندادن تکالیف را متوجه می شوند.

صحبت کردن با فرزندان درباره مشارکت و همکاری

اهمیت دادن به شخصیت فرزندان حق آنهاست. پس والدین می توانند با ترتیب دادن جلسات مختلف با فرزندان، آگاهی آنها را درباره موضوعات مختلف افزایش دهند و از نظر و رأی آنها نیز استفاده کنند.

الگو بودن برای فرزندان

کودکان از بهترین معلمان خود که کسی جز پدر و مادرشان نیستند بسیار می آموزند پس والدین باید سعی کنند الگوی شایسته ای برای فرزندانشان باشند.

روش های آشنایی فرزندان با تکالیف خود

هر فردی به عنوان عضوی از خانواده وهم چنین عضوی از اجتماع  عهده دار وظایف و تکالیفی است که بیانگر نقش او در خانواده و جامعه است. فرزندان به عنوان یکی از اعضای خانواده دارای نقش مربوط به خود هستند و این نقش فرزندی، وظایف و تکالیفی را برای آنها در پی دارد. این وظایف و تکالیف در قالب مهارت های مختلفی  توسط والدین، افراد دست اندرکار و نهاد ها به فرزندان آموزش داده می شود.

وظایف و مهارت های مربوط به خود

این وظایف و مهارت ها شامل مواردی از قبیل رعایت بهداشت فردی مانند پاکیزه نگه داشتن جسم و لباس، تغذیه سالم، پرهیز از پرخوری یا کم خوری، رعایت نکات ایمنی مانند احتیاط در استفاده از وسایل خطرناک، احتیاط در برخورد با افراد غریبه و ناشناس و احترام به خود است.

وظایف و مهارت های مربوط به محیط شامل مراقبت از محیط و رعایت بهداشت محیط، رعایت قوانین و مقررات اجتماعی، آشنایی با آداب و رسوم و احترام به آنها، وظایف مربوط به سنت های خویشاوندی و خانوادگی مانند وظایف نسبت به خواهر و برادر، عمه و خاله و عمو و دایی ... و رعایت حقوق آنها، مهارت برخورد با نقش ها و مشاغل مختلف و احترام در مواجهه با آنها ... است.

وظایف و مهارت های میان فردی

این وظایف و مهارت ها شامل مواردی از قبیل شناختن حریم خانواده و احترام به آن، برخورد خوب با اطرافیان از جمله اعضای خانواده، احترام به والدین و بزرگ ترها، همکاری کردن با خانواده، همسالان و دیگران، استفاده از کلمات مؤدبانه، شرکت در امور منزل و کمک به اعضای خانواده، رعایت آداب معاشرت با دیگران، احترام به عقاید و نظرات دیگران، رعایت نوبت در سخن گفتن، فروخوردن خشم و شیوه صحیح برخورد با دیگران را در برمی گیرد.

گرامی داشتن شخصیت فرزندان

اگر با فرزندان خود رفتاری تحقیر آمیز و آمیخته به طعن و ملامت داشته باشیم یا پیوسته آنها را سرزنش کنیم و در حضور دیگران به آنها بها ندهیم، این روش ما سبب می شود که آنها به تدریج خود را به عنوان موجودی بی ارزش و بی مقدار بپذیرند و احساس کرامت و شخصیت را از دست بدهند. این احساس سرآغاز سقوط و انحطاط آنهاست.

در برخی از خانواده ها، پدر یا مادر با به کار بردن الفاظ طعن آلود و گاهی زشت فرزندان خود را در حضور خویش و بیگانه تحقیر می کنند. آنها نمی دانند که با به کار بردن این گونه الفاظ و نسبت دادن آنها به فرزندانشان، عملاً این خصوصیات پست را به آنها تلقین می کنند و از فرزندان خود موجودات بی مقداری می سازند که آمادگی همه گونه انحراف را دارند.

برای آموزش و اصلاح عیب های فرزندان بهتر است در درجه اول از روش های غیر مستقیم استفاده کنیم و آنها را به طور مستقیم مورد خطاب قرار ندهیم و اگر لازم شد که به طور مستقیم با آنها درباره خطا و لغزش شان صحبت کنیم بهتر است این کار علنی و آشکار نباشد تا شخصیت او در نزد دیگران خورد نشود.

این روش علاوه بر این که او را در حفظ عزت و کرامت شخصیتش یاری می کند بر اعتماد او نسبت به ما نیز می افزاید. در تربیت فرزندان ضروری است نصیحت و انتقاد را  کم کرده و از خطاهای جزیی و کم اهمیت صرف نظر نموده و هر ایراد جزیی را بلافاصله مورد انتقاد و اعتراض قرار نداد،  بلکه با بلند نظری و بزرگواری از کنار آنها گذشت تا بتوان از موارد مهم تر با قاطعیت جلوگیری کرد.

تذکرات و یاد آوری های زیاد و پی در پی از نظر تربیتی شیوه درستی نیست و منتهی به پیدایش لجاجت و مقاومت منفی در کودک و نوجوان می شود. لجوج بار آمدن برخی کودکان و نوجوانان اغلب در نتیجه مراعات نکردن این اصل است. روشی که طی آن کودک بوِیژه نوجوان پیوسته از چپ و راست با سیل انتقاد، سرزنش و نصیحت روبرو می شود، روشی نادرست است.

لازم است پدر یا مادر خطاهای جزیی را در ذهن خود جمع آوری کند و به موقع و در شرایط مساعد تذکر لازم را به نوجوان بدهند. در برابر هر خطا به تذکر و سرزنش پرداختن ارزش سخن را نیز از بین می برد و سبب می شود فرزند به این گونه سرزنش ها و انتقاد ها خو بگیرد و دیگر از آنها متأثر نشود.

در بعضی از خانواده ها فرزندان با داشتن آزادی بی قید و شرط به خطاهایی دست می زنند و والدین در برابر این خطاها سکوت و خونسردی بیش از حد نشان می دهند. چنین روشی نیز اغلب به انحطاط فرزندان منتهی می شود و از آنان افرادی لاقید، غیر منضبط و سرکش بار می آورد.

 

تقویم شمسی